تبلیغات

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

به گزارش سایت فانصدا ، مراسم اکران خصوصی انیمیشن «آخرین داستان» ساخته اشکان رهگذر با حضور هنرمندان در پردیس باغ کتاب برگزار شد .

در ادامه تصاویر پانته ا بهرام را در این مراسم مشاهده خواهید نمود .

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

عکسهای پانته آ بهرام در اکران خصوصی آخرین داستان

گفتنی است که آخرین داستان اولین انیمیشن بلند سینمایی به نویسندگی و کارگردانی اشکان رهگذر است

که از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۶ در استودیو هورخش تولید شده‌است.

داستان این فیلم برداشتی آزاد از روایت «ضحاک» در شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی است.

در خلاصه داستان این انیمیشن امده است که :

” در دورانی که سایه «اهریمن» بر سرزمین‌ها سیطره یافته، «جمشید کی» با سپاهی متشکل از متحدانش و با تکیه بر فرّ خود در مقابل سپاهیان اهریمن صف آرایی می‌کند، به خواست «یزدان» جمشید بر اهریمنیان ظفر می‌یابد.

جمشید بر تخت تکیه زده و مغرور از ظفر، خود را دارای فراست ایزدی می‌داند.

وی متحدان را برای اشغال سرزمین‌های دیگر و شکار اهریمن فرا می‌خواند

اما یزدان از وی روی برگردانده و فرّ و فراست جمشید را از وی می‌ستاند.

جمشید تنها، گرفتار طمع و جنونی سیری ناپذیر می‌شود.

وی دخترش «شهرزاد» را تنها می‌گذارد و به شورای وزراء وصیت می‌کند تا در زمان غیابش «مرداس» متحد و والی سرزمین‌های جنوبی بر تختش تکیه زند.

جمشید فردای همان روز با سپاهی از غیورترین سربازانش برای شکار اهریمن عازم سرزمین‌های شمالی می‌شود و دیگر هیچ‌گاه باز نمی‌گردد.

مرداس مرده‌است و به دستور شورا تنها فرزند و جانشینش «ضحاک» به نیابت از پدر بر تخت جمشید تکیه می‌زند، اما صد افسوس که وجود ضحاک، آبستن پاره‌ای از تاریکیست.

تاریکی وجود ضحاک بر شهر سیطره می‌یابد و جمکرد در تاریکی و ترس غوطه ور می‌شود.

اما دگر بار چرخش ایام به گردش درمی آید و با رفتن جمشید کودکی در دل مردمان سرزمین «جمکرد» و در آغوش کشاورز زاده‌ای متولد می‌شود که نامش را «آفریدون» می‌گذارند… ”

ارسال شده توسط Mehrdad در تاریخ 1398/09/14

تبلیغات

دیدگاه خود را بنویسید