تبلیغات

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

توبه گیریم که باز است درش؛ سودش چیست؟
من که اقرار نکردم به پشیمانی خویش!

گاه دین باعث دلسنگی ما آدم هاست:
حاجیان رحم ندارند به قربانی خویش

حسین زحمتکش

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

ای عمر! چیستی که به هر حال عاقبت
جز حسرت گذشته در آینده تو نیست

فاضل

لاک پشتی پیرم و پرواز رویای من است
می روم هرچند با مرغان سفر کردن خطاست!

آرزومندی که از خوشبختی خود غافل است
در نخواهد یافت هرگز راه خوشبختی کجاست

احسان انصاری

چه زود پیر شدیم و چه دیر فهمیدیم
که عشق هر چه ز ما بُرد، ناگهانی بُرد…

علی مقیمی

به چشمانت نمی آید بفهمی رازداری را
بیا پنهان کنیم از هم از این پس بی قراری را

من و تو سرنوشت بوسهٔ پروانه و شمعیم
که در دنیا یکی کردند جشن و سوگواری را

محمدحسن جمشیدی

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

جام شرابی که طعم بوسه به لب داشت
پیر شدیم و شبی به کار نیامد…

فاضل

آه!
که هر بار یاد عشق تو کردم
در نظرم مرگ ناگوار نیامد…

فاضل

اشک، تردستیِ چشمانِ هنرپیشه توست
آه از این باده نیرنگ که در شیشه توست

گاه با ما سرِ کین داری و گاهی سرِ مهر
گرگ و میش است هوایی که در اندیشه توست!

هادی محمدحسنی

شد فراموش آنکه بیش از قدر خویش آمد به چشم
آنکه با گمنام بودن سر کند نام آور است!

محمدحسن جمشیدی

ترک سود و سودا کن
قطع هر تمنا کن
می خور و طرب ها کن
من هم این “عمل” دارم…!

بیدل

دامنِ پاکم به مدح شیخ و شاه آلوده نیست
عرصه آزادگی را بی هماوردیم ما…

حسین آهی

دنیا همیشه بی خبر از دردمندهاست
الحق که مرگ، عافیتِ سربلندهاست

هر کس که مثل سرو دل از بار بَرکَنَد
در تندبادِ عمر مصون از گزندهاست…

علی مقیمی

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

گرچه نزد ما سر ناسازگاری داشتی
پرچم تسلیم پیش دیگری افراشتی

ما گذشتیم از گناه دوستان اما تو هم
دشمن ما را نباید دوست می‌پنداشتی

عاقبت از رفتنت روزی پشیمان می‌شوی
راه برگشتن برای خود چرا نگذاشتی؟

کاش جای درد دل کردن برای دیگران
حرمت این عشق را چون من نگه می‌داشتی

دوست وقت دشمنی هم دوست می‌ماند، ولی
بعد از این تصمیم با تو، دشمنی یا آشتی؟!

علی مقیمی

از من عبور کردی و حالا تمام عمر
باید کنار خاطره های تو سر کنم

هر جای شهر یاد تو را زنده می کند
راهی نمانده؛ باید از اینجا سفر کنم…

مجید ترکابادی

شعرهای کوتاه زیبا و معناگرا

در هیچ شهر و هیچ دیارم قرار نیست
صبحِ وطن چو شامِ غریبان به ما نساخت

پروانه را در آتشِ سوزان چه زندگی است؟!
وصل تو چون مصیبت هجران به ما نساخت

حزین لاهیجی

 

 

ارسال شده توسط Mehrdad در تاریخ 1398/07/16

تبلیغات

دیدگاه خود را بنویسید